شرطی سازی عامل: بی. اف. اسکینر(1904-1990)
مشاهدات اسکینر را می توان به دو دسته تقسیم نمود؛ متغیرهای مستقل که توسط آزمایشگر دستکاری می شوند، و متغیرهای وابسته که توسط آزمایشگر دستکاری نمی شوند و تصور بر این است که تحت تاثیر متغیرهای مستقل هستند.
متغیرهای مستقل:
انواع تقویت برنامه های تقویت
متغیرهای وابسته (اندازه های یادگیری):
نسبت فراگیری[1]- سرعتی که یک رفتار عامل جدید به عنوان تابعی از تقویت به یک حیوان آموزش داده می شود. اسکینر معمولاً قبل از آغاز برنامه تقویت حیوانات آزمایشگاه خود را به مدت 24 ساعت یا بیشتر از غذا محروم می کرد. این کار نسبت فراگیری را افزایش می دهد.
نسبت پاسخ[2]- این متغیر وابسته اندازه ای از یادگیری است که نسبت به انواع متفاوت برنامه های تقویت بسیار حساس است. در بسیاری از موارد، به حیوانات برنامه های تقویت ناپیاپی[3] داده می شود، بنابراین از آنها خواسته می شود تا پاسخ مطلوب را در زمان های دیگری نیز فرا بخوانند. نسبت پاسخ اندازه ای از پاسخ های درست در کل برنامه آزمون شامل زمان هایی است که تقویت بعد از پاسخ درست فراهم نشده باشد. به نظر می رسد هنگامی که حیوانات آزمون در زمان های قابل پیش بینی پاداش هایی دریافت کنند، در آنها انتظاراتی ایجاد می شود (حیواناتی که هر روز در یک زمان معین به آنها غذا داده می شود، همین که آن زمان نزدیک می شود؛ فعال می شوند، و سگی که صاحبش هر روز در یک زمان معین به خانه می آید در آن موقع روز بیشتر مراقب می شود.) اسکینرهم چنین به این نتیجه رسید که هنگامی که تقویت فاصله ثابت مورد استفاده قرار می گیرد، رفتار مطلوب دقیقاً بعد از تقویت کاهش می یابد یا ناپدید می شود، اما هنگامی که زمان تقویت بعدی نزدیک می شود حیوان پاسخ های مطلوب را از سر می گیرد.
نسبت خاموشی[4]- نسبتی که یک پاسخ عامل بعد از حذف تقویت ناپدید می شود. اسکینر به این نتیجه رسید که با برنامه تقویت پیوسته در مراحل اولیه برنامه آموزشی نسبت یادگیری سریع تر می شود، و نسبت خاموشی نیز با قطع برنامه تقویت سریع تر می شود. اگر رفتاری برای زمان زیادی به دنبال محرک تقویت کننده نیاید باعث می شود احتمال وقوع آن رفتار در آینده کاهش یابد.
انواع تقویت:
ú تقویت اولیه[5]- رفتارهای غریزی منجر به رضایت از نیازهای بقای اساسی مانند غذا، آب، پناهگاه می شود. هیچ گونه یادگیری رخ نمی دهد زیرا رفتارها به طور خود انگیخته پدیدار می شوند.
ú تقویت ثانویه[6]- تقویت کننده ای که فی نفسه تقویت نمی کند، اما هنگامی که با یک تقویت کننده اولیه همراه می شود به یک تقویت کننده تبدیل می شود مانند همراه کردن صدای زنگ یا نور با غذا.
ú تقویت تعمیم یافته[7]- محرک ها از طریق همراه شدن مکرر با تقویت کننده های اولیه یا ثانویه تقویت کننده می شوند. بسیاری از محرک ها از نظر فرهنگی خاصیت تقویت کنندگی دارند. برای مثال، در رفتار انسان، ثروت، قدرت، شهرت، نیرومندی، و هوش در بسیاری از فرهنگ ها با ارزش هستند. نمادهای بیرونی این ویژگی ها تقویت کننده های تعمیم یافته هستند.
تقویت کننده ها همواره بعد از یک رفتار می آیند و می توانند خوشایند یا ناخوشایند (آزارنده[8]) باشند و می توانند به یک موقعیت اضافه شوند یا از آن حذف شوند.
بعد از پاسخ به موقعیت اضافه می شود:
خوشایند= تقویت مثبت- پاداش. احتمال وقوع دوباره همان پاسخ را افزایش می دهد. (مثال: تشویق، پاداش پولی، غذا)
آزارنده= تنبیه- اجرای یک تقویت کننده ناخوشایند یا دردناک بعد از پاسخ نامطلوب. احتمال وقوع دوباره همان پاسخ را کاهش می دهد. (مثال: تنبیه بدنی، شوک های الکتریکی، فریاد زدن)
بعد از پاسخ از موقعیت حذف می شود:
خوشایند= تنبیه- احتمال وقوع دوباره همان پاسخ را کاهش می دهد. (مثال: تنبیه یک نوجوان با استفاده از گرفتن کلید اتومبیل یا تلفن همراه.)
آزارنده= تقویت منفی- حذف یا کاهش یک موقعیت دردناک یا ناخوشایند بعد از پاسخ نامطلوب. احتمال وقوع دوباره همان پاسخ را افزایش می دهد. (مثال: زمان استراحت برای رفتار خوب)
برنامه های تقویت:
تقویت پیوسته[9]: هر زمان که حیوان پاسخ مطلوب را می دهد تقویت ارائه می گردد.
تقویت نسبتی[10]- نسبت از قبل تعیین شده ای از پاسخ ها تقویت می شود.
تقویت نسبت ثابت[11]- تقویت با یک نسبت معین ارائه می شود، برای مثال هر پنج باری که رفتار مطلوب ظاهر می شود.
تقویت نسبت متغیر (تصادفی)- تقویت برای نسبت از قبل تعیین شده ای از پاسخ ها داده می شود، اما به جای یک برنامه ثابت این کار به صورت تصادفی انجام می شود.
تقویت فاصله ای[12]- تقویت بعد از نسبت از قبل تعیین شده ای از زمان ارائه می شود.
تقویت فاصله ثابت[13]- تقویت طبق یک برنامه معین داده می شود، برای مثال هر پنج دقیقه.
تقویت فاصله متغیر[14]- بعد از این که مقدار تصادفی از زمان سپری شد تقویت ارائه می شود.
در مطالعات حیوانات، اسکینر به این نتیجه رسید که به نظر می رسد تقویت پیوسته در مراحل اولیه آموزش نسبت یادگیری را افزایش می دهد. اما بعداً، تقویت ناپیاپی باعث می شود پاسخ مدت بیشتری ادامه بیابد و دیرتر خاموش شود.
اسکینر به کاربرد نظریه خود در موضوعات آموزشی توجه زیادی نموده است. از نظر اسکینر، هدف غایی آموزش، ایجاد رفتاری است که بقای گونه های انسانی، جوامع، و افراد را تضمین نماید(اسکینر،1971). نقش معلم تقویت رفتارهایی است که در مهارت های بقا نقش دارند، و خاموشی رفتارهایی است که نقشی در بقا ندارند. دیدگاه های رفتارگرا بسیاری از آموزش و پرورش معاصر در یادگیری کودکان و بزرگسالان را شکل داده است.