معرفی ژاکلین اکلز
ژاکلین اکلز استاد دانشگاه روانشناسی، مطالعات زنان و مطالعات تربیتی و محقق و پژوهشگر تحقیقات اجتماعی میشیگان است. همینطوریکی از ویرایشگران مجله child development است. او درجه دکتری خود را در سال 1974 از دانشگاه لوس آنجلس کالیفرنیا دریافت کرد. در طی سی سال گذشته تحقیقات متعددی را در زمینه های مختلف مثل انتظارات معلم، تأثیر کلاس بر انگیزش دانش آموزان و تحولات اجتماعی در بافت های مدرسه و خانواده انجام داده است. بیشتر این پژوهش ها بر دوره نوجوانی و مشکلات ویژه تحولی این سن متمرکز شده است. حوزه های پژوهشی مورد علاقه او شامل : تأثیرات خانواده و مدرسه بر تحول، تحول اعتماد به نفس ، شکل گیری هویت، گذار به بزرگسالی، تحول نقش جنسیت و تأثیر نژاد در تحول و اجتماعی شدن نوجوانان.
بررسی نظریه تناسب محیط با مرحله تحولی
اکلز در مقاله ای تحت عنوان نظریه تناسب محیط با مرحله (stage environmental fit theory ) عنوان می کند که در فرهنگهای مختلف، در مرحله تحولی آغاز تا پایان نوجوانی، تغیرات همزمانی رخ می دهد. در حقیقت بسیاری از تغییرات که از آغاز تا پایان نوجوانی در فرهنگهای مختلف اتفاق می افتند همزمان به نظر می رسند بنابراین اکلز (2007) نتیجه گیری می کند که مرحله نوجوانی مرحله ای منحصر بفرد است و استثنایی است که در آن تغییراتی همزمان در نتیجه بلوغ و تحول شناختی، تغییرات یا گذارهایی مدرسه ( school transitions)، تغییر در نقش نوجوان نسبت به خانواده و دوستان، اتفاق می افتد که برای برخی نوجوانان سازگاری و رشد مثبت و برای برخی دیگر ناسازگاری، کاهش سلامت روان و عزت نفس و رفتارهای مشکل ساز را به همراه دارد( اکلز، 2007).
این پست توسط خانم ها رحمانی، تنها و نیک پور از دانشجویان دکتری روانشناسی تربیتی دانشگاه خوارزمی تهیه شده است. شما می توانید با مراجعه به وبلاگ این دوستان با نام "اندیشه های نوین روانشناسی" از سایر مطالب مفید در این وبلاگ استفاده کنید. از دوستان صمیمانه تشکر می نمایم و برایشان آرزوی توفیق روزافزون داریم.
هراس من از مرگ نیست....هراس من از بیهوده زیستن است...
دکتر یوسف کریمی نامی آشنا برای اساتید و دانشجویان روانشناسی به شمار می آیند.بسیاری از روانشناسان کنونی یا دانشجویان در دوران تحصیل خود با شماری از تالیفات ایشان مانند کتاب روانشناسی اجتماعی،نگرش و تغییر نگرش و..آشنا گردیده اند.
خلاصه : زهره سرمد متولد 1313 در تهران به دنيا آمد. از اين رو انتخاب يك رشته تحصيلي براي او مشكل بود. زماني كه دوره كارشناسي را در آمريكا سپري مي كرد در ابتداي امر به رشته فيزيك گرايش پيدا مي كند و مدت يك سال و نيم را هم در دانشگاه MIT صرف تحصيل بيوفيزيك مي كند، اما از آنجا كه اين رشته با خلقيات او هماهنگ و متناسب نيست، آن را نيمه كاره رها مي كند، بنابراين خود را به دانشگاه هاروارد منتقل و سعي مي كند رشته اي را برگزيند كه در آن از دانسته هاي رياضيات پيشين او هم استفاده شود و آن رشته، آمار و اندازه گيري تربيتي بود كه در سال 1340 مدرك كارشناسي ارشد آن را كسب كرد. به سال ۱۳۴۱ در دانشسراي عالي استخدام و مشغول تدريس مي شود. از آنجا كه قرار بود به او در دانشگاه استنفورد ، دستياري درس آمار بدهند، بورسي به او تعلق گرفت كه برايش به تعبير خود، نوعي خوش شانسي تلقي مي شد وي در سال 1966 ميلادي(1346هـ.ش) مدرك دكتراي تعليم و تربيت در روانشناسي تربيتي با تأكيد بر متدولوژي آمار را از دانشگاه كاليفرنيا اخذ كرد و همكنون عضو هيئت علمي دانشكده روانشناسي دانشگاه تهران است.
سوابق علمی- آموزشی