نظریه یادگیری گشتالت و تفکر بارآور: مکس ورتهامیر(1943-1880)
ورتهایمر توجه ویژه ای به حل مسئله داشت. از نظر وی جوهر رفتار حل مسئله موفقیت آمیز توانایی دیدن ساختار کلی مسئله است. این توانایی یک روش تحلیلی (تقطیع به جزئیات) نیست، بلکه روش ترکیب(تقطیع به مفاهیم کلی تر) است. مشکل اصلی زمان ورتهایمر از نظر وی کاهش گرایی بود؛ او مخصوصاٌ به ماهیت حل مسئله علاقه داشت.
از دیگر علایق ورتهایمر کاربرد نظریه گشتالت در آموزش و پرورش بود. او نتیجه گیری هایی را که با کمک تجربه شخصی، آزمایشگری، و مصاحبه با مسئله حل کن های عالی مانند انیشتین به آنها دست یافته بود، در کتاب تفکر بارآور منتشر کرد. ورتهایمر یادگیری هایی را که از طریق تداعی های ذهنی، حفظ کردن، تمرین و تقویت بیرونی صورت می گیرند مردود می شمارد. از نظر وی انگیزه یادگیری ارضای شخصی یادگیرنده است و تقویت و انگیزه بیرونی در این بین نقشی ندارند. چون این نوع یادگیری مبتنی بر درک ساختار مسئله است، به راحتی به خاطر سپرده شده و به موقعیت های دیگر تعمیم می یابد. تفکر بارآور از دانش آموز می خواهد مولفه های یک موقعیت را مجدداً گروه بندی و سازماندهی نماید و روی ویژگی های کل مسئله و موقعیت کار کند.