مدل های روان شناسی توپوگرافیک لوین باعث شد تا فستینگر تنش ها را به عنوان انگیزه رفتار در نظر گرفته و آزمایش هایی را در مورد آن انجام دهد، و در نهایت نظریه ناهماهنگی شناختی خود را صورت دهد.

ناهماهنگی شناختی یک وضعیت انگیزشی است که توسط تنش های موجود بین اهداف، مفاهیم، ادراکات، باورها، ارزش ها، اندیشه ها یا امیال مخالف ایجاد می شود. دو عامل بر شدت ناهماهنگی تاثیر می گذارد: تعداد باورهای ناهماهنگ(میزان ناهمسانی موجود بین اهداف یا نیازهای مخالف) و اهمیت موضوع در زندگی فرد. تنش «وضعیت سائق» را به وجود می آورد که در آن افراد برای برطرف نمودن ناهماهنگی احساس نیاز می کنند. فرد باید برای کاهش تنش، عناصر شناختی ناهماهنگ را همسان یا موافق نماید یا اهمیت عناصر ناهماهنگ را تقلیل دهد. فرد هنگام تصمیم گیری و حل مسئله، ناهماهنگی شناختی را تجربه می کند زیرا بین انتخاب ها یا راه حل ها رقابت زیادی وجود دارد.

ناهماهنگی با افزایش باورهای ناهماهنگ و اهمیتی که فرد برای آنها قائل است، افزایش می یابد. فرد می تواند برای کاهش ناهماهنگی شناختی اهمیت باورهای ناهماهنگ را کاهش دهد، باورهایی را بیفزاید که از باورهای موافق حمایت کرده و باورهای ناهماهنگ را تکذیب می کنند و باورهای ناهماهنگ خود را به صورتی تغییر دهدکه دیگر ناهماهنگ نباشد.