مدل GOMS نوعی مدل پردازش اطلاعات انسانی اختصاصی شده در مورد مهارت های شناختی درگیر در تعامل انسان و کامپیوتر است. این نظریه در سال 1983 توسط استورات کارد، توماس پی موران و آلن نیوئل مطرح شده است. مبنای پردازش اطلاعاتی این نظریه چند مرحله یا انواع مختلف حافظه(برای مثال، خزانه حسی، حافظه کاری، حافظه بلند مدت) را برای پردازش های ادراکی، حرکتی و شناختی مجزا فرض می کند. تمام فعالیت های شناختی بر حسب جست و جوی فضای مسئله(فرضیه اصلی نظریه مسئله حل کنی کلی و نظریه Soar نیوئل) تفسیر می شوند.

طبق مدل ساختارهای شناختی شامل چهار مولفه هستند:

اهداف(Goals): کاری که فرد می خواهد انجام دهد. می تواند سطح بالا(برای مثال نوشتن مقاله) یا سطح پایین(برای مثال حذف یک کاراکتر) باشد.

عملیات (Operators): اعمال ادراکی، شناختی یا حرکتی پایه که نرم افزار به کاربران خود اجازه می دهد برای به انجام رساندن اهداف یا اعمال انجام دهند(برای مثال فشار دادن کلید ENTER یا کلیلک کردن)

روش ها(Methods): روندهای(توالی های) خرده اهداف و عملیات که می تواند یک هدف را به انجام برساند.

قوانین انتخاب(Selection rules): قوانین و قواعد شخصی که کاربران هنگام تصمیم گیری در مورد روش مورد استفاده در شرایط مختلف از آن تبعیت می کنند.

در یک تکلیف معین می توان ساختار خاصی از GOMS را ساخت و برای پیش بینی زمان مورد نیاز برای کامل کردن یک تکلیف از آن استفاده نمود. علاوه بر این، این مدل می تواند برای شناسایی و پیش بینی اثرات خطا بر عملکرد تکلیف نیز مورد استفاده قرار بگیرد. بازیابی خطا نیز مانند اعمال صحیح مستلزم همان چهار مولفه است.

اصول:

برای بهبود عملکرد یک مهارت شناختی عملیات غیر ضروری را از روش مورد استفاده برای انجام تکلیف حذف کنید یا از روش های دیگر استفاده کنید.

عملیات درگیر در مهارت های شناختی مختص روش های مورد استفاده در یک تکلیف معین هستند.

می توان با افزودن مجموعه ای از روش های بازیابی خطا عملکرد تکلیف را بهبود بخشید.