نظریه بار شناختی: جان سوئلر
محتوای حافظه بلند مدت مجموعه ای از واقعیات یاد گرفته شده نیست، بلکه«ساختارهای پیچیده ای هستند که ادراک، تفکر و حل مسائل را برای ما میسر می سازند». این ساختارها که طرحواره نامیده می شوند، به ما این امکان را می دهند که با عناصر متعدد مانند یک عنصر واحد برخورد کنیم. طرحواره ها ساختارهای شناختی سازنده مبنای دانش هستند. طرحواره ها در سراسر زندگی یادگیری فرا گرفته می شوند و ممکن است طرحواره های دیگری را هم در درون خود داشته باشند.
تفاوت بین متخصص و مبتدی در این است که مبتدی طرحواره های یک متخصص را فرا نگرفته است. یادگیری مستلزم تغییر در ساختارهای طرحواره ای حافظه بلند مدت است و توسط عملکردی که نشان داده می شود که به تدریج از عملکرد ناآزموده، پر از اشتباه، کند و دشوار به عملکردی یکنواخت و خودکار پیشرفت می کند. چون یادگیرنده به تدریج با مطالب درسی آشنا می شود عملکرد تغییر می کند، ویژگی های شناختی مرتبط با مطالب درسی به گونه ای تغییر می کند که می تواند توسط حافظه کاری به صورت موثر تری کنترل و مدیریت شوند.
از دیدگاه آموزشی می توان گفت که اطلاعاتی که در مطالب آموزشی قرار دارند باید ابتدا توسط حافظه کاری پردازش شوند. برای این که طرحواره فرا گرفته شود، آموزش باید به شیوه ای طراحی شود که بار حافظه کاری را کاهش دهد. نظریه بار شناختی با تکنیک هایی سرو کار دارد که بار حافظه کاری را کاهش می دهد تا تغییرات حافظه بلند مدت را که مربوط به فراگیری طرحواره هستند، تسهیل بخشد.
اصول:
نظریه بار شناختی توصیه های خاصی را برای طراحی مطالب آموزشی مطرح می کند:
§ برای اجتناب از رویکردهای تحلیل وسیله هدف که بار حافظه کاری زیادی را تحمیل می کنند با استفاده از مثال های کار شده روش های حل مسئله را تغییر دهید.
§ بار حافظه کاری مرتبط با ادغام ذهنی منابع اطلاعاتی متعدد را با ادغام فیزیکی آن منابع اطلاعاتی حذف کنید.
§ بار حافظه کاری مرتبط با پردازش غیر ضروری اطلاعات تکراری را با کاهش اطلاعات زائد کاهش دهید.